بياييد دعا كنيم ...
پرويز فغفوري
88 ماه براي بهمن امويي، 5 سال تبعيد براي احمد زيدآبادي كه شاگردياش برايم كم از استادي نبود، محمد قوچاني نيز با وثيقهاي سنگين آزاد شده تا زمان دادگاهش كه اگر بخواهيم اتهامات وارده به او را با امويي مقايسه كنيم فقط بايد بگويم: محمدجان، فقط خدا به دادت برسد.
آيا حواسمان به «شل كن ، سفت كن»هاي دستگيري ديگراني چون مهدي يزداني خرم، ساتيار امامي و ... هست يا خير؟
در عجبم كه خانم مفيدي چرا؟ بانويي كه به واقع مادرانه براي تمامي اعضاي انجمن صنفي زحمت ميكشيد، همه را از همه چيز و تمام جلسات و تمام بيانيهها باخبر ميكرد. واقعا براي خيلي از همسن و سالهاي من در عين استادي، سمت مهمتر مادري نيز داشت و دارد.
14 مرداد 1388 ساعت 9 شب درهاي آهني انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران به دستور دادستان وقت (قاضي مرتضوي) پلمپ شد؛ دقيقا 14 ساعت قبل از برگزاري دومين جلسه عمومي ساليانه انجمن صنفي.
قاضي مرتضوي رفت اما قبل از رفتنش، حكم پلمپ انجمن را براي دو ماه ديگر تمديد كرد. اين كه كي و توسط چه كسي اين قضيه خاتمه پيدا كند و انجمن فك پلمپ شود و اصلا آيا همه چيز به حالت عادي خود برگردد يا خير، بحثي است كه در اين مقال نميگنجد اما در عجبم از اين درخت پربار كه شاخههاي قديمي و پربارش، دانه به دانه بريده و قطع ميشوند. ميوهها كه جاي خود دارند.
كاش مسئولان امر (قوه قضاييه، نيروي انتظامي، وزارت اطلاعات و هر مرجع ديگري كه دستاندركار اين توقيفها و دستگيريها هستند) نگاهي به سوابق افراد دستگير شده بياندازند كه امثال خانم مفيدي و آقاي شمسالواعظين را به همين راحتي و بدون هيچ گونه احضاريه، اظهاريه، اخطاريه و ... روانه زندان نكرده و با حكم بازداشت موقت، آنها را به مدتي طولاني از فعاليتهاي صنفي و عادي خود دور نكنند.
هرچه نامه، بيانيه و نامه سرگشاده نوشتيم به اين و آن كه والله و بالله ما خبرنگاران نه با كسي سر جنگ داريم و نه راضي به زمين خوردن كسي هستيم، انگار هيچ كس باورش نشد. هرچه به اين نهاد و آن ارگان و آن يكي وزارتخانه رفتيم و منتظر مانديم و با اكراه ما را پذيرفتند كه فقط بگوييم ميخواهيم تنها نهاد صنفيمان را حفظ كنيم، متهم به ارتكاب جرايمي شديم كه حتي خواب آنها را هم نميديديم چه رسد به انجامشان!
در حال حاضر كه دست ما كوتاه است و خرماي (روياي) روزهاي معمولي كار بر نخيل، تنها كاري كه ميتوانيم بكنيم دعا براي سلامت اين عزيزان و زودتر بيرون آمدن اساتيد، دوستان و همكارانمان از بند است كه شايد بتوانيم باز هم از شهد حضورشان شيرينكام شويم.
بياييد براي همگي آنها كه فقط و فقط به جرم نوشتن حقايق يا پيگيري حقوق نويسندگان حقايق دربند هستند دست به سوي يزدان منان دراز كرده و آزاديشان را از فقط «او» بخواهيم كه تاكنون از «بندگانش» خيري نصيب ما نشده.
به اميد روزهاي معمولي، كه ديگر به جايي رسيدهايم كه حتي روزهاي خوب نيز براي ما تبديل به رويا گشته.
استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است.
آخرین به روزرسانی : 25/10/1388 | 7028 بازدید | نسخه قابل چاپ
نظرات
بنده مطالب دوست عزیز پرويز فغفوريرا در وبلاگشان نیز خوانده بودم این مطلب هم مثل مطالب قبلی بسیار برای قابل تحسین است از این رو می خواهم تا آقای پرويز فغفوري همیشه موفق و کامروا باشند تا بیشتر از وجود ایشان بهر ببریم.
- علی



بیاد احمد بورقانی
اگر بهمن تبرئه شود
بياييد دعا كنيم ...
پشت پرده توقيف روزنامه همشهري
لغو امتياز،رويه تازه و خلاف قانون هيئت نظارت بر مطبوعات

